یکی از دوستانم گفت چرا با شکر گذاری؟
چرا که …
نمیدونم!!
به نظرشما کاری بهتر از شکر گذاری از داشتهایمان در آغاز هر روز وجود دارد؟
بگید ممنون میشم
با سپاس- عطا
یکی از دوستانم گفت چرا با شکر گذاری؟
چرا که …
نمیدونم!!
به نظرشما کاری بهتر از شکر گذاری از داشتهایمان در آغاز هر روز وجود دارد؟
بگید ممنون میشم
با سپاس- عطا
اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۹در۱۲:۱۸ ب.ظ
are ye kar dige unam tavakol un mohemtare shayad ,tavakol shokr gozari va zendegi be manaye zende budan………
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹در۱:۴۹ ب.ظ
خدایا …
شکر از داده ها ت …
شکر برای نداده هات …
شکر برای گرفته هات …
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹در۱:۵۰ ب.ظ
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد
و آن آگاهی است
و تنها یک گناه،
وآن جهل است
و در این بین ، باز بودن و بسته بودن چشم ها،
تنها تفاوت میان انسان های آگاه و نا آگاه است
نخستین گام برای رسیدن به آگاهی
توجه کافی به کردار ، گفتار و پندار است.
زمانی که تا به این حد از احوال جسم،
ذهن و زندگی خود با خبر شدیم،
آن گاه معجزات رخ می دهند.
در نگاه مولانا و عارفانی نظیر او
زندگی ، تلاش ها و رویاهای انسان
سراسر طنز است!
چرا که انسان نا آگاهانه
همواره به جست و جوی چیزی است
که پیشاپیش در وجودش نهفته است!
اما این نکته را درست زمانی می فهمد
که به حقیقت می رسد!
نه پیش از آن!
مشهور است که “بودا” درست در نخستین شب
ازدواجش، در حالی که هنوز آفتاب اولین صبح
زندگی مشترکش طلوع نکرده بود، قصر پدر را در
جست و جوی حقیقت ترک می کند. این سفر سالیان
سال به درازا می کشد و زمانی که به خانه باز می گردد
فرزندش سیزده ساله بوده است! هنگامی که
همسرش بعد از این همه انتظار چشم در چشمان
“بودا” می دوزد، آشکارا حس می کند که او به حقیقتی
بزرگ دست یافته است. حقیقتی عمیق و متعالی.
بودا که از این انتظار طولانی همسرش
شگفت زده شده بود از او میپرسد: چرا به دنبال
زندگی خود نرفته ای؟!
همسرش می گوید: من نیز در طی این سال ها
همانند تو سوالی در ذهن داشتم و به دنبال پاسخش
می گشتم! می دانستم که تو بالاخره باز می گردی
و البته با دستانی پر! دوست داشتم جواب سوالم را
از زبان تو بشنوم، از زبان کسی که حقیقت را
با تمام وجودش لمس کرده باشد. می خواستم بپرسم
آیا آن چه را که دنبالش بودی در همین جا و در
کنار خانواده ات یافت نمی شد؟!
و بودا می گوید: “حق با توست! اما من پس از
سیزده سال تلاش و تکاپو این نکته را فهمیدم که
جز بی کران درون انسان نه جایی برای رفتن هست
و نه چیزی برای جستن!”
حقیقت بی هیچ پوششی
کاملا عریان و آشکار در کنار ماست
آن قدر نزدیک
که حتی کلمه نزدیک هم نمی تواند واژه درستی
باشد!
چرا که حتی در نزدیکی هم
نوعی فاصله وجود دارد!
ما برای دیدن حقیقت
تنها به قلبی حساس
و چشمانی تیزبین نیاز داریم.
تمامی کوشش مولانا
در حکایت های رنگارنگ مثنوی
اعطای چنین چشم
و چنین قلبی به ماست
او می گوید:
معجزات همواره در کنار شما هستند
و در هر لحظه از زندگی تان رخ می دهند
فقط کافی است نگاه شان کنید
او گوید:
به چیزی اضافه تر از دیدن
نیازی نیست!
لازم نیست تا به جایی بروید!
برای عارف شدن
و برای دست یابی به حقیقت
نیازی نیست کاری بکنید!
بلکه در هر نقطه از زمین،
و هر جایی که هستید
به همین اندازه که با چشمانی کاملا باز
شاهد زندگی
و بازی های رنگارنگ آن باشید،
کافی است!
این موضوع در ارتباط با گوش دادن هم
صدق میکند!
تمامی راز مراقبه
در همین دو نکته خلاصه شده است
“شاهد بودن و گوش دادن”
اگر بتوانیم
چگونه دیدن و چگونه شنیدن را بیاموزیم
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۹در۸:۱۱ ق.ظ
با سپاس از m برای ارسال نظرش
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹در۱۱:۲۶ ق.ظ
با سپاس از رییسی بابت جمله کوتاه و زیبایش.
خدایا …
شکر از داده ها ت …
شکر برای نداده هات …
شکر برای گرفته هات
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹در۱۲:۱۰ ب.ظ
با تشکر از دوست عزیزم عطا بخاطر مطالب زیبای سایت
انسان باید در هر زمینه وبرای هرچیزی که خدا بهش داده شکروسپاس کنه حتی چیزایی که به نظر بد میان ممکنه به صلاحت باشه و هست
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹در۱۲:۲۳ ب.ظ
با سپاس از علی
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹در۱:۴۲ ب.ظ
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگویی
اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹در۱:۴۷ ب.ظ
ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
مضطرب حال مگردان من سرگردان را
خرداد ۳م, ۱۳۸۹در۱۰:۴۶ ق.ظ
har kasi be soye ghebleye khod ro be namaz ast,
har kas be zabane dele khod zemzeme saz ast,ba eshgh dar amikhte dar razo niyaz ast…
خرداد ۵م, ۱۳۸۹در۳:۳۰ ب.ظ
از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو هدیه بدهد، نه آنچه را که آرزو داری،
>زیرا گاهی آرزوهای تو کوچک است و
>شایستگی تو بسیاز
|
خرداد ۶م, ۱۳۸۹در۱۰:۱۲ ق.ظ
با سپاس از نگار بابت بیان دیدگاه زیبایش
خرداد ۸م, ۱۳۸۹در۱۰:۴۵ ب.ظ
سلام عطا جان
به نظر من کاری قشنگ تر از شکر گزاری نیست
من فکر میکنم کمترین کاری هست که میشه انجام داد در برابر این همه خوبیهای خدا !!!
موفق باشید
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹در۱:۰۲ ق.ظ
درود
با سپاس از نظرت
بنده هم موافقم
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹در۲:۱۶ ق.ظ
salam atta jan.be nazare man vaghti har lahze hessesh mikoni va be yadesh hasti , behtarin setayeshe. man fekr mikonam khode khoda ham hamoni mikhad. website kheyli jalebiye. movafagh bashi. az tarafe yek dost ke khateret kheyli vasash azize
خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹در۷:۲۳ ب.ظ
درود بر آقا نوید
تبریک به خاطر اولین حضورت و گذاشتن اولین پیام که منم باهاش موافقم
تیر ۱م, ۱۳۸۹در۱۰:۲۶ ب.ظ
خدا
خداوندا من با تما م کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری…
تیر ۱م, ۱۳۸۹در۱۰:۵۶ ب.ظ
خدایا نگاهم کن نگاهت را دوست دارم …
تیر ۳م, ۱۳۸۹در۱۱:۴۸ ق.ظ
سپاس برای پیام زیبای حمید
تیر ۹م, ۱۳۸۹در۲:۴۶ ق.ظ
خدایا
به خاطر همه چیز ازت ممنونم…
به خاطر هر لحظه
هر ساعت
هر روز
به خاطر نگاه مهربونت
ازت ممنونم…
چیزی که تو دلمه رو فقط خودت می دونی!
نمی شه به زبون آورد
یا حتی نوشتش!
تنها چیزی که می تونم بگم اینه:
هرچی می گذره بیشتر می فهمم
که من برای تو چه بنده ی بدی ام
و تو
چقدر با سخاوت و بزرگیت هوامو داری!
واقعا که خدایی…
به تعداد نفس هام
ممنونتم!
از ته دل
و
با تمام وجود
دوست دارم…